خورشاه بن قباد الحسينى
326
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
آن غزليات بلاغت آيات « حالى » تخلّص مىفرموده است . ( تذكرهء تحفهء سامى ، ص 169 ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 383 ، ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 283 ) . ص 59 س 11 خواندمير در مورد مير يوسف مىنويسد : « امير غياث الدين محمد بن امير يوسف از مردم شكراب بود از مضافات دماوند . وى نخست نزد عموى خود امير فخر الدين و سپس نزد سيف احمد تفتازانى به تحصيل علوم پرداخت در زمان سلطان حسين گوركانى در مدرسهء امير عليشير متصدّى تدريس شد . در درگاه شيبك خان معزّز بود ، و چون شاه اسماعيل به شيبك خان غلبه كرد ، امير را به ديدهء احترام نگريست . امير محمد مردى اديب و دانشمند بود و ظاهرا نخستين مشوّق خواندمير در تأليف كتاب حبيب السير مىباشد . اين مرد سرانجام به دستور امير خان در ششم رجب وى را دستگير و به قلعهء اختيار الدين فرستادند و قاسم مهردار مأمور قتل وى شد و روز چهارشنبه هفتم رجب به قتل رسيد . امير غياث الدين در شعر « خلقى » تخلّص مىكرد و اين بيت از اوست : به تيغ ظلم مرا مىكشى و خواهى ديد * كه عاقبت چه كند با تو خون ناحق من » . ( حبيب السير ، ج 4 ، ص 577 به بعد ) ص 62 س 21 شاه طاهر از دانشمندان و متكلمان نامآور عصر صفوى ، فرزند شاه رضى الدين از سادات علوى است . شاه طاهر در زمان شاه اسماعيل به توصيه ميرزا شاه حسين اصفهانى دست از درويشى ظاهرى و سجادهنشينى برداشت و در سال 926 ه . ق . در حوالى سلطانيّه در سلك علما به حضور شاه اسماعيل رسيد و سپس در كاشان مقيم شد ، اما حاسدان و كجانديشان به سعايت وى برخاستند تا جايى كه شاه اسماعيل فرمان قتل وى را صادر نمود . اما ميرزا حسين اصفهانى كه با آن عارف ربانى طريقهء اخلاص داشت وى را از مكر دشمنان و فرمان قتل وى آگاه ساخت . شاه طاهر در سال 926 ه . ق . با زن و فرزندان خود به تعجيل از طريق جرون و درياى